فرایند بینایی
شایان ذکر است که اساس فیزیولوژیک، بسیاری از پردازشهای مربوط به بینایی و پردازشهای روانشناختی مؤثر در ادراک و تعبیر را به هم می پیوندد و مرحلۀ چشمی از سطح خارجی کرۀ چشم با ورود نور به قرنیه آغاز میشود و در شبکیه به پایان می رسد. شبکیه از غشائ سلولهای حساس به نور تشکیل شده است که عمل تبدیل انرژی عصبی را بر عهده دارد. در فرایند عصبی، انرژی از طریق عصب بینایی هر یک از چشمها به مغز منتقل میشود .
هر یک از چشمها ، عصب بینایی مخصوص به خود دارد، اما هر دو عصب در محلی به نام کیسمای بینایی، به هم نزدیک می شود. کیسمای بینایی انشعابهای عصبی را طوری هدایت می کند که اطلاعات دریافت شده از هر یک از چشمها به هر دو سوی مغز انتقال یابد .
شکل مخروط ناقص چهار وجهی که رأس آن در عقب و قاعدۀ آن در جلو قرار دارد و محیط آن، لبه یا حاشیۀ کاسۀ چشم است. در حدود پنج ششم کرۀ چشم را صلبیه و بقیه را قرنیه تشکیل می دهد.کرۀ چشم را پرده ها و مایعات گوناگونی در بر گرفتهاند که شامل ملتحمه، صلبیه، قرنیه، مشیمیه، عنبیه، جسم مژگانی، شبکیه، عدسی، زلالیه، و زجاجیه است.
ملتحمه، غشائ نازک و شفاف مخاطی است. ملتحمه در حاشیۀ پلک با پوست امتداد می یابد و در لیمبوس به قرنیه می پیوندد. ملتحمه اتصال ضعیفی به دیوارۀ کاسۀ چشم دارد و چندین بار چین میخورد. این امر، حرکت چشم را ممکن می سازد و سطح ترشحی ملتحمه را افزایش می دهد.
صلبیه، پوشش محافظ خارجی چشم را تشکیل میدهد. صلبیه پردهای متراکم و سفید رنگ است که قسمت جلوی آن برجسته و شفاف بوده و قرنیه نام دارد و در قسمت عقبی به همراه عصب بینایی امتداد مییابد. صلبیه در اطراف عصب بینایی منفذی دارد که رشته های عصب بینایی از آن عبور کرده و به مغز می رود.
قرنیه، بافت شفاف و بدون عروق کرۀ چشم است که پوشش سخت و خارجی کرۀ چشم را تشکیل میدهد. قرنیه از پنج لایه تشکیل شده است که لایۀ خارجی آن، قرنیه را از عفونت محافظت میکند و قابل ترمیم است. اما آسیب سطوح دیگر قرنیه، قابل ترمیم نبوده و به زخم قرنیه منجر میشود. سطح عقبی قرنیه از لایۀ سلولی نازکی پوشیده شده است که مانع ورود آب زیاد به آن می شود.در صورت وارد آمدن آسیب به لایۀ مذکور، زلالیه وارد قرنیه شده و شفافیت آن را از بین می برد. منابع تغذیه قرنیه شامل عروق لیمبوس (محل اتصال قرنیه به صلبیه) ، مایع زلالیه و اشک است.
عنبیه، بخش قدامی جسم مژگانی است و در پشت قرنیه قرار دارد. جنس آن از عضله بوده و بخش رنگی چشم را تشکیل میدهد. عنبیه دارای سطح نسبتا صافی است و در مرکز آن سوراخی به نام مردمک وجود دارد. عنبیه با انبساط و انقباض خود، مقدار نوری را که از طریق مردمک وارد چشم میشود، مهار میکند. تأمین اعصاب حسی عنبیه از طریق رشته های موجود در جسم مژگانی صورت میگیرد.
جسم مژگانی، با ساختمانی شبیه مثلث در پشت عنبیه واقع شده است. عضلات جسم مژگانی (عنکبوتیه) به منشور تمرکز بر اشیاء در فواصل متفاوت شکل عدسی را تغییر می دهد. به عبارت دیگر، عضلات مذکور، موجب کاهش یا افزایش کشش در روی کپسول عدسی میشود و به این ترتیب، تحدب عدسی کم و زیاد شده و دید دور و نزدیک ممکن میگردد. بافتهای جسم مژ گانی مایع زلالیه را بوجود میآورد.
مشیمه، پردۀ نازک و سیاه رنگی است که بین صلبیه و شبکیه جای دارد و دارای رگهای خونی فراوانی است که به همراه عنبیه و جسم مژگانی مجموعهای را تشکیل می دهد. مشیمه در قسمت عقب به طور محکم به حاشیههای عصب بینایی میچسبد و در قسمت جلو با جسم مژگانی اتصال می یابد. این مجموعه لایۀ عروقی میانی چشم است و به وسیلۀ قرنیه و صلبیه محافظت می شود و در تأمین خون شبکیه مشارکت دارد.
عدسی، مادۀ ژلاتینی بیرنگ و شفافی است که فاقد عروق و اعصاب بوده و در پشت عنبیه قرار دارد. عدسی حالت ارتجاعی و تحدب دو طرفه دارد. حدود 65 درصد عدسی از آب و 35 درصد آن از پروتئین تشکیل شده است و مقدار ناچیزی از مواد معدنی موجود در سایر بافتها نیز، در عدسی وجود دارد. عدسی به وسیلۀ تارهای نگهدارندۀ زنولا که آن را با جسم مژگانی مرتبط ساخته و در پشت عنبیه آویزان است.
در جلوی عدسی، زلالیه و در پشت آن، مایع زجاجیه قرار دارد.عدسی در تشکیل و تنظیم مقدار نوری که بر شبکیه میتابد نقش مهمی داشته و از یک کپسول شفاف و هستۀ مرکزی تشکیل شده است. کپسول مذکور، قابل ارتجاع بوده و عدسی را به صورت جسمی کروی در آورده و به این ترتیب، قدرت انکسار عدسی افزایش مییابد.
زلالیه،مایعی است که فضای بین قرنیه و عدسی چشم را پر نموده و به وسیلۀ جسم مژگانی تولید می شود.زلالیه از روزنههای حد فاصل قرنیه و عنبیه خارج شده و از سوراخ مردمک عبورکرده و تغذیۀ عدسی را بر عهده دارد. مایع زلالیه، فشار داخل چشم را کنترل نموده و اختلالات ناشی از آن، موجب بروز بیماری آب سیاه میشود.
شبکیه، در پشت کرۀ چشم قرار داشته و حاوی سلولهای بینایی بوده و حساسترین پردۀ کرۀ چشم است. در شبکیۀ چشم انسان میلیونها سلول حساس به نور (حدود 7 میلیون سلول مخروطی و 120 میلیون سلول استوانه ای) وجود دارد که در ادراک تصاویر بینایی و انتقال آنها به مغز، نقش مهمی بر عهده دارد. سلولهای شبکیه همانند سلولهای مغز قابلیت تقسیم و تولید سلولهای جدید را نداشته و با از بین رفتن یک سلول، سلول دیگری جایگزین آن نمی شود. در مرکز قسمت عقبی شبکیه، نقطۀ فرو رفتهای به نام نقطۀ زرد به قطر یک و نیم میلیمتر وجود دارد که در محل برخورد محور نوری چشم با شبکیه واقع شده و فقط حاوی سلولهای مخروطی شکل است.در مرکز نقطه زرد، مرکز بینایی(فووهآ) قرار دارد که برای تیز ترین دید، سازگاری یافته است.
در محل خروج عصب بینایی، سلولهای استوانهای (میلهای) و مخروطی وجود ندارد و به این دلیل در این نقطه، تحریکات بینایی درک نمیشود و به همین سبب این نقطه را منطقۀ بینایی کور می نامند.
زجاجیه، جسم ژلاتینی زلال و فاقد عروقی است که دو سوم وزن و حجم چشم فرد بالغ را تشکیل میدهد. زجاجیه، فضای بین عدسی، شبکیه و عصب بینایی را پر میکند. 99 درصد زجاجیه را آب و بقیه آن املاح تشکیل می دهد.